مشکل دانش‌آموزان دیرآموز چیست؟

تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان که حاکی از وجود تفاوت در توانایی‌های آنان است:
از مهم‌ترین اصول و مواردی است که همیشه باید در آموزش‌و‌پرورش مورد توجه قرار گیرد.
از جمله توانایی‌های متفاوت کودکان که موجب تفاوت عمده بین عملکرد آنان می‌شود:
توانایی‌های شناختی از جمله هوش است که میزان آن در همه افراد یکسان نیست!!
در نتیجه باید به آن توجه خاصی شود.
زیرا نوع و سرعت آموزش باید با توانمندی‌های شناختی دانش‌آموزان هماهنگ شود.
قشر نسبتا وسیعی از دانش‌آموزان مدارس عادی که در عین تفاوت هوشی بارز با دیگر دانش‌آموزان در کنار سایر کودکان می‌نشینند و از امکانات مشابه آنان در مدارس بهره می‌برند دانش‌آموزان دیرآموزند.

دیرآموزان ۱۰ تا ۱۴ درصد کل دانش‌آموزان مدارس را تشکیل می‌دهند.
و به طور معمول در کلاس‌های عادی ابتدایی (به‌خصوص کلاس‌های اول) چند دانش‌آموز دیرآموز وجود دارد.
طبق آمار سازمان آموزش‌و‌پرورش استثنایی:
فقط در بین کودکانی که در طرح سنجش آمادگی ورود به دبستان در سال تحصیلی ۷۵-۷۴ و ۷۶-۷۵ شرکت کردند ۷۸۰۰ دانش‌آموزان در سال اول و ۱۰۹۵۰ نفر در سال دوم تشخیص داده شد.
طرح سنجش آمادگی ورود به دبستان را از سال ۱۳۷۲ سازمان آموزش‌و‌پرورش استثنایی کشور اجرا کرده است.
در این طرح توانایی‌های شنوایی و بینایی و آمادگی تحصیلی (هوشی) کودکانی که در آستانه ورود به دبستان هستند مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.

از نتایج این طرح: شناسایی و تشخیص عده زیادی از کودکان دیرآموز است.
با توجه به این مساله وزارت آموزش‌و‌پرورش عهده‌دار تدوین برنامه‌های آموزشی مناسب برای این افراد شده است.
اولین گامی که در این جهت برداشته شده، تشکیل کلاس‌هایی موسوم به کلاس ضمیمه ویژه است.
تعداد کل این کلاس‌ها در کل کشور در سال تحصیلی ۷۵-۷۴ حدود ۸۵ کلاس بود.
لازم به ذکر است کلاس ضمیمه کلاسی است که برای استفاده دانش‌آموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی در مدارس عادی تشکیل می‌شود.

تعداد دانش‌آموزان این کلاس‌ها حداکثر ۱۵ نفر است.
و فرصت‌های بسیاری برای یکپارچه شدن کودکان در فعالیت‌های عادی مدرسه فراهم می‌آید.
معلمان با تجربه و آموزش دیده کلاس‌های ضمیمه معمولا دوره‌های تخصصی سازمان آموزش‌و‌پرورش استثنایی را گذرانده‌اند.
و با خصوصیات عاطفی، شناختی و اجتماعی این کودکان آشنایی کافی دارند.
طرح سنجش برای ارزیابی هوشی کودک ابتدا با یک آزمون هوشی مورد ارزیابی اولیه قرار می‌گیرد.
و اگر این احتمال وجود داشته باشد که هوش او پایین‌تر از حد متوسط هوش کودکان باشد برای سنجش دقیق‌تر با آزمون‌های هوشی دیگر به مرحله ارزیابی تخصصی ارجاع داده می‌شوند.
نتیجه به‌دست آمده در این مرحله مشخص می‌کند که باید کودک را به کجا ارجاع دهند!!!
در چنین شرایطی معمولا کودکانی که هوش عادی و بالا‌تر داشته باشند به مدارس عادی معرفی می‌شوند.
اما کودکانی که دیرآموز تشخیص داده می‌شوند:
برای استفاده از کلاس‌های ضمیمه (در کنار کلاس‌های عادی) به مدارس عادی ارجاع داده می‌شوند!!
و در مورد کودکان عقب مانده نیز تصمیمات خاصی اتخاذ می‌شود.

ویژگی‌های دانش‌آموزان دیرآموز:

دانش‌آموزان دیرآموز در مقایسه با کودکان عادی دارای رفتارهای سازشی ضعیف‌تر و قابلیت یادگیری کمتری هستند.
این گروه به سبب رشد کم ذهنی قادر به فراگیری مطالب و حل مسائل در سطح افراد عادی و هم‌سن و سال خود نیستند.
در میان گروه‌های عقب مانده ذهنی دیرآموزان بالا‌ترین درجه رشد ذهنی را دارند و در عین حال بزرگ‌ترین گروه از گروه‌های عقب مانده ذهنی را تشکیل می‌دهند.
و بهره هوشی آنان حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد است.
و درصد قابل توجه‌ای از جمعیت دانش‌آموزان مدرسه که معمولا نمی‌توانند در تحصیل و یادگیری مطالب هم‌گام با سایر هم‌کلا‌سان خود پیش بروند از این گروهند.
دیرآموزان ۱۰ تا ۱۴ درصد از جامعه دانش‌آموزی را شامل می‌شوند.

ویژگی‌های شناختی دانش‌آموزان دیرآموز:

_در درک مفاهیم و یادگیری مطالب، کندتر از متوسط شاگردان کلاس هستند.
_در تشخیص روابط پیچیده ضعیف‌اند.
_ از درک مفاهیم انتزاعی عاجزند.
_ برای یادگیری مطالب درسی به تمرین بیش‌تری نیاز دارند.
_ دامنه معلومات عمومی آنان نسبت به بچه‌های هم‌سن‌ خود محدودتر است.
_نسبت به همسالان خود خزانه لغات محدودتری دارند و از دستور زبان ساده‌ای که ویژه دانش‌آموزان کوچک‌تر است استفاده می‌کنند.
_در خواندن و فهمیدن کتاب‌های درسی با مشکل مواجهه‌اند.
_در انجام تکالیف درسی معمولا دو تا سه سال از همسالا‌ن خود عقب‌ترند.

مرکز مشاوره الو سلام مشاوربا یک تماس از تلفن ثابت با این شماره و بدون کد، پاسخ درست سؤالات خود را در زمینه‌های مطرح شده در این مقاله با مشاوران متخصص و با تجربه ما پیدا کنید.

آموزش کودکان دیرآموز: یک‌پارچه‌سازی یا جداسازی؟!

آنچه در مورد این دسته از دانش‌آموزان مشهود است این است که:
برخلاف کودکان باهوش‌تر خودآموزی ضمنی و اتفاقی چندانی ندارند و در امر فراگیری خودکار نیستند.

معمولا این کودکان در خواندن خیلی ضعیف‌ هستند و به‌ تدریج از هم ردیفان تواناتر خود عقب و عقب‌تر می‌مانند.

اینان هر چه به سطح آموزشی بالا‌تری ارتقا یابند مدارس را برای تنظیم برنامه‌های درسی معمولی و تطبیق آن با یادگیری کندشان پیش از پیش با مشکل روبه‌رو می‌سازند.
دکتر آفرند ویژگی بارز این دانش‌آموزان دیرآموز را چنین بیان کرده که: دیر می‌آموزند و زود فراموش می‌کنند.

مؤلفان دیگر نیز تاکید کرده‌اند که دانش‌آموزان دیرآموز در پایین‌ترین حد دامنه هوشی کودکان عادی قرار دارند و نباید آنان را عقب مانده ذهنی تلقی کرد.

با توجه به ویژگی‌های دانش‌آموزان دیرآموز متخصصان تعلیم و تربیت عادی و استثنایی عموما بر این باورند که چون این قبیل دانش‌آموزان از نظر رشد ذهنی تفاوت کمی با دانش‌آموزان عادی دارند بهتر است در مدارس عادی و همراه سایر همسالان خود تحصیل کنند.

این تفکر که یک‌پارچه‌سازی نام دارد به معنای هم‌گام و هم‌زمان کردن فرآیند تعلیم و تربیت کودکانی با نیازهای ویژه در مدارس عمومی به طور پاره‌ وقت یا تمام وقت است.
حمایت از روش یک‌پارچه‌سازی مبتنی بر این باور است که افرادی که معلولیت یا هرگونه مشکلات یادگیری دارند همانند افراد عادی با حداکثر توان بالقوه خود از فرصت‌ها و امکانات برابر برای خود شکوفایی بهره‌مند شوند.

تحقیقات حاکی از آن است که دانش‌آموزان پیش‌دبستانی مبتلا به ناتوانی، رفتارهای مثبت همسالان توانای خود را الگو قرار می‌دهند.

بسیاری از دانش‌آموزان پیش‌دبستانی ناتوان در صورتی که با همسالان عادی خود ادغام شوند به بازی سازنده‌تری می‌پردازند.

تحلیل بازده مطالعه‌ای که طی سال های ۸۴ – ۷۵ انجام شده نشان می‌دهد که دانش‌آموزان مبتلا به ناتوانی در موقعیت یک‌پارچه و در مقایسه با موقعیت‌های جدا به سطح بالاتری از مهارت‌های تحصیلی نایل می‌شوند.
بسیاری از برنامه‌های تابع اصل جداسازی کودکان که در گذشته اجرا شده به زیان ناتوان‌ها بوده است.
نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که دوره‌های تربیتی جدا برای دانش‌آموزان ناتوان به طور نسبی ثمربخش نبوده است.
البته نتایج بعضی پژوهش‌ها نیز حاکی از آن است که:
گاه کنار آمدن با برنامه‌های نسبتا سنگین و فشرده که در موقعیت‌های یک‌پارچه برای کودکان ناتوان وجود دارد، برای آنان مشکل است و این کودکان مهارت‌های اجتماعی لازم را برای کنار آمدن با موقعیت‌های یک‌پارچه ندارند.

به هر حال برای رفع تناقضات ذکر شده راهبرد یک‌پارچه‌سازی از طریق دایر نمودن کلاس‌های ضمیمه درون مدارس عادی و مختص دانش‌آموزان دیرآموز فضای تحصیلی در مدارس ایجاد می‌کند که در عین ایجاد نقاط قوت مربوط به روش یک‌پارچه‌سازی نقائص و ضعف‌های ناشی از ادغام صددرصد دانش‌آموزان را نیز کم‌رنگ و تعدیل می‌نماید.

نگرش معلمان به یک‌پارچه‌سازی:

در یک تحقیق طی پرسش‌نامه ای نظریات ۲۲۱۹ معلم کلاس‌های عادی و ۳۳۲ معلم کودکان استثنایی که در مدارس عادی به ارائه خدمات تکمیلی مشغول بودند بررسی شد.

نتایج آن به این صورت بود که، نگرش اکثر معلمان در جهت تایید روش یک‌پارچه‌سازی است.
بخش بزرگی (۷۷ درصد) از معلمان با این شیوه موافق و یا بسیار موافق‌ هستند.
معلمانی که آموزش ضمن خدمت یا پیش از خدمت در تعلیم ‌و‌ تربیت استثنایی را گذرانده بودند با این راهبرد پیش از کسانی که چنین آموزشی ندیده بودند، موافق بودند.
البته این معلمان لازم می‌دانستند که تغییراتی در برنامه عادی مدرسه برای انطباق با دانش‌آموزان ناتوان ایجاد شود.
حال این‌که نگرش کارکنان مدارس به این نحوه آموزش حتی مثبت‌تر از معلمان است.

نتایج بررسی نشان داد که معلمان ابتدایی با ادغام کودکانی که ناتوانایی‌های حسی عمیق، شرایط چند معلولیتی، یا درجات معتدل آسیب هوشی و رفتاری موافق نبودند و نگرش مثبت آنان تنها شامل دانش‌آموزان مبتلا به ناتوانی‌های خفیفی می‌شد که نیاز چندانی به آموزش یا حمایت ویژه نداشتند.

نتایج این پژوهش نشان داد که معلمان در کلاس‌های معمولی به کودکان ناتوان به مثابه افرادی متفاوت می‌نگرند و بر فنون آموزشی متفاوتی تاکید می‌ورزند که در حال حاضر در سیستم آموزش‌و‌پرورش کنونی ما در دسترس نیست.

در عین حال، معلمان درباره مشکلات همراه با سیاست‌های رایج یک‌پارچه‌سازی اظهار نگرانی کردند.
نگرش معلمان ابتدایی کمتر از حد انتظار به نظر می‌رسید که لازم است تربیت معلم و تاکید فرایند، بر رشد بیش‌تر مهارت‌های آموزشی، در دستور کار آموزش‌و‌پرورش قرار گیرد.
علاوه بر آن از نظر معلمان ارائه آموزش‌های تکمیلی به معلمان مرجع برای ارتقای کیفیت کار ضروری است.

نظرات برخی پایان‌نامه‌ها در این رابطه:

پژوهشگر، مصطفی اکبری در رساله کارشناسی‌ارشد خود تحت عنوان مقایسه پیشرفت تحصیلی و سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان پایه اول ابتدایی دیر آموز استفاده کننده از کلاس های ضمیمه و عادی:
به ارائه آمار و ارقامی می‌پردازد که به خودی خود پاسخ‌گوی دو روش آموزشی برای دیر آموزان، است.

او در تحقیق خود که جامعه آماری آن دانش‌آموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی مدارس بوده اند، در پی پاسخگویی به این دو سوال برآمده است:

الف) آیا بین پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی استفاده کننده از کلاس های ضمیمه و کلاس های عادی تفاوتی وجود دارد؟
ب) آیا بین سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان دیرآموز پایه اول ابتدایی استفاده کننده از کلاس های ضمیمه کلاس های عادی تفاوتی وجود دارد؟

مرکز مشاوره الو سلام مشاوربا یک تماس از تلفن ثابت با این شماره و بدون کد، پاسخ درست سؤالات خود را در زمینه‌های مطرح شده در این مقاله با مشاوران متخصص و با تجربه ما پیدا کنید.

هدف از این پژوهش:
مقایسه وضعیت دیر‌آموزان استفاده کننده از کلاس های ضمیمه در مدارس عادی!!
با دیرآموزانی است که در مدارس ابتدایی عادی تحصیل می‌کنند و مدرسه هیچ برنامه ویژه‌ای که متناسب با توانمندی هوشی آنان باشد تدارک ندیده است و صرفا از آموزش مربوط به دانش‌آموزان مدارس عادی بهره می‌گیرند.

طبق مقایسه‌هایی که در این زمینه انجام شده است:
داده‌ها بیان‌گر تاثیر مثبت کلاس های ضمیمه و نقش آن در بالا بردن معدل دانش‌آموزان دیرآموز است.

همچنین این نتایج نقش کلاس‌های ضمیمه را در ارتقای پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان تایید می‌کند.
بالا‌ترین نمره مقیاس بلوغ اجتماعی مربوط به پسران و نمره بعد از آن متعلق به دختران استفاده کننده از کلاس‌های ضمیمه است.

این یافته‌ها نیز در تایید نقش مؤثر کلاس‌های ضمیمه در بالا بردن سازگاری اجتماعی دانش‌آموزان دیر‌آموز است.

در پایان، پژوهش‌گر در مورد نقش مهم کلا‌س‌های ضمیمه در پیشرفت تحصیلی و سازگاری‌های اجتماعی دیرآموزان چنین نتیجه‌گیری می‌کند:

۱) توصیه می‌شود که کلاس‌های ضمیمه در سطح گسترده‌تری در کشور تشکیل شود.
به نحوه‌ای که در تمام مدارس ابتدایی عادی کشور به صورت یک قاعده اجرا شود.
و تمام دانش‌آموزان دختر و پسر دیرآموز مدارس ابتدایی را تحت پوشش قرار دهد.

۲) لازم است که والدین در مورد درس‌هایی که برای تسهیل سازگاری بچه‌ها در مراحل اولیه به کار می‌روند، اطلاعاتی کسب کنند.
در همین زمینه لازم است مشاوران مدرسه و معلمان، همراه با مدیر و ناظم و دیگر مسئولان:
جلسات مشاوره‌ای برای اولیای دانش‌آموزان دیر‌آموز برقرار کنند!!
و آنان را از اهداف و فرایند آموزش و تربیت فرزندان و ضروریات مربوط به آن کاملا آگاه گردانند.

۳) نگرش در رفتار والدین دانش‌آموزان عادی هم‌کلا‌س با کودکان دیرآموز برای موفقیت یک‌پارچه‌سازی بسیار مهم است.
متاسفانه اغلب والدین در مورد برنامه‌های یک‌پارچه‌سازی موضعی آشتی‌ناپذیر دارند.

بنابراین توصیه می‌شود جلساتی با شرکت معلمان و والدین برگزار شود و در آن اهداف یک‌پارچه‌سازی توضیح داده شود.
در صورت هم‌کلاسی شدن فرزندانشان با دانش‌آموزان دیر‌آموز فرزندان آن‌ها در معرض افت تحصیلی قرار نمی‌گیرند هیچ گونه خطری متوجه تعلیم و تربیت و پیشرفت علمی آنان نیست.

۴) این مسئله، به ویژه زمانی بیش‌تر قابل تحقیق است که عده دانش‌آموزان دیرآموز ادغام شده در کلاس عادی کم باشد.
معلم قادر به اداره دانش‌آموزان دیر‌آموز، بدون تغییر زیاد در برنامه‌های عادی درسی باشد.

۵) سازمان آموزش‌و‌پرورش استثنایی کشور، طرح سنجش کودکان را در سنین پایین‌تری به اجرا در آورد:
تا دانش‌آموزان دیرآموز بتوانند از آموزش‌های پیش‌دبستانی نیز بهره‌مند گردند.

۶) از آن‌جا که دانش‌آموزان دیرآموز دچار مشکلاتی به جز افت تحصیلی نیز هستند:
 مسئولان مدارس باید خدمات توان‌بخشی ویژه‌ای از قبیل مشاوره، گفتار درمانی و … را برای دیرآموزان مدارس اختصاص دهند.

مرکز مشاوره الو سلام مشاوربا یک تماس از تلفن ثابت با این شماره و بدون کد، پاسخ درست سؤالات خود را در زمینه‌های مطرح شده در این مقاله با مشاوران متخصص و با تجربه ما پیدا کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *